تبلیغات
سیاوش قمیشی- دانلود آهنگ های سیاوش قمیشی - ...
دنیای استاد سیاوش قمیشی
به وب سایت طرفداران استاد سیاوش قمیشی خوش آمدید بهترین لحظه ها را برایتان در این سایت آرزو می کنیم
آخرین عکس
ابر برچسب ها

فرم عضویت
نام شما :
نام کاربری :
ایمیل :
کلمه عبور :
تکرار کلمه عبور :
Powered By :JustPersian
نام کاربری :
کلمه عبور :
Powered By :JustPersian

 

در زندگی زخمهایی هست كه مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد , این دردها را نمی شود به كسی اظهار كرد , چون عموما عادت دارند كه این دردهای باور نكردنی را جزو اتفاقات و پیشامدهای نادر و عجیب بشمارند و اگر كسی بگوید یا بنویسد , مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می كنند آنرا با لبخند شكاك و تمسخر آمیز تلقی بكنند ... ؟!

((مرحوم صادق هدایت))

 

 

 

 

این قصه ی غمگین را می خوانی و می خوانم ...

اینجوریه دیگه بالاخره ... نمی دونم هر چی نگاه می كنم می بینم خدای بزرگ قصه مون , این دنیای دراندشت رو خیلی حقیر ساخته , به هر چی نگاه كنی در نهایت نابود میشه حتی خود من و شما ! , اصلا انگار از لحظه ی شروع هر چیزی رو به نابودی حركت می كنه و با این حساب پیشرفت یعنی حركت به سمت نابودی !

دنیای خودمونی آدما هم كه قربونش برم , شده همون دنیای رجاله ها كه صادق خان گفت , همه داریم می لولیم تو هم , هیچكی هم نمی فهمه اون یكی رو و همینطور می چرخیم و اسمش هم زندگیه البته زندگی صداش می كنند !

 

 

چه خوش باشد از این غمخانه رستن ...

2 هفته پیش یه فیلم از شبكه 3 پخش شد , من برای اولین بار نشتم و یك فیلم سینمایی رو كامل نگاه كردم , فیلم افسانه 1900 , توی این فیلم زیبا طرف یه حرف قشنگی زد , گفت : همه بالاخره یه روزی می افتند مثل یه تابلو كه سالها به دیوار وصله و خودش یه روزی خود به خود می افته , انگار كه هیچ وقت نبوده و فرقی هم برای كسی نمی كنه ! اون تابلو می افته و بوم ... ! این كاملا حرف درستیه ولی من اینم بهش اضافه می كنم : حالا كه چاره ای جز (در نهایت) افتادن نیست , باید , تا زمان افتادنم اونطوری كه دوست دارم مونده باشم ! همیشه تو خونه میگم آخرش میرم یه جای دور كه دست هیچكسی بهم نرسه جایی كه فقط خودم باشم و تا آخر دنیا بارون بیاد , قعلا از اینجا كه رفتم , امیدوارم هر چه زودتر اونجایی كه می خوام هم برم و دست هیچكسی دیگه بهم نرسه , حتی خدا كه اینقدر ادعای قدرت داره !!!

 

بگذریم ...

یاد روزایی كه كوچه ... زیر سایه ی تنم بود

سه سال و ربع پیش از وبلاگ موزیك نوشتن نقل تفكر كردم و شروع به نوشتن در اینجا ... ! اون زمان طرفدارای سیاوش خیلی سلیقه های محكمی داشتند روی ترانه فكر می كردند , روی تك تك لحظه های آهنگ و روی كوچكترین تحریرهای صدای سیاوش كه مختص خود او بود , تمركز می كردند و از ترانه و آثار سیاوش همه ی كمبودها و یاد زیادبودهاشون رو كنترل می كردند ! هر كسی می خواست تنها و آروم بشینه و با خودش باشه آهنگ سیاوش گوش می كرد و اونائیكه همیشه دوست داشتن تنها باشن و با خودشون , می شدن مثل من , عاشق و طرفدار سیاوش قمیشی ... .

 

 

ادامه ی متن در ادامه ی مطلب

 


لحظه های شبو با ستاره قسمت می كنی ...

پیش خودم گفتم با این همه آدم با احساس و طرفدار متفكر و باشعور بهترین كار اینه كه یه مجموعه راه بندازم و یه سری آدم , مثل خودم كه اهل خندیدن بیخود و شاد بودن نیستن رو جمع كنم و بشینیم همه با هم , به زندگی هم , فكر كنیم , به موزیك سیاوش , و اطلاعاتی كه عادت كرده بودم برای خودم از موسیقی جمع كنم رو بعنوان یك مركز در اختیار این جمع قرار بدم , خب این ارزش رو برای طرز فكر این عزیزان قائل بودم كه بخوام پایه ی تفكراتشون بشم و دیگه شروع به نوشتن در این جزیره كردم و چه شبایی كه تا صبح دنبال كارای وبلاگ بودم اطلاعات جمع می كردم , مطالب رو مرتب می كردم و خیلی هم حال می كردم كه چقدر خوبه كه همه این جمع موزیك رو می فهمن , می فهمن همه ی دنیا قر دادن و خندیدن و چه می دونم دنبال این و اون افتادن نیست و  ... .

 

تو سكوت خسته ی باور من ... سایه ام فكر جدایی می كنه

بقیه رو هم مسخره می كردم و می گفتم كه نمی فهمین موسیقی سیاوش چیه , نمی دونین عاشق میشه چه آسون پرنده زیر بارون و از اون طرف سیاوش و موزیكش هر روز بیشتر بر روی من اثر می كرد , تنهایی رو توی اون سكوت و آرامش اول جزیره می دیدم , روزای برفیم با روز برفی سیاوش می گذشت و شبای بارونیم با زمزمه , زیباترین تصویرای دنیا رو توی ترانه ی غروب می دیدم , عشقو توی اون ضجه های ویدئوی حكایت شناختم , روزامو با خار شروع می كردم و شبامو با قصه ی امیر تموم و خلاصه به مرور موزیك سیاوش به من یاد داد كه چطور میشه با موزیك زندگی كرد و فهمیدم چطور یه نفر می تونه عین موزیكش باشه ... و حالا امروز دیگه همه چیز من شده موزیك گوش كردن و موزیك كار كردن و موزیك و دیگه هیچكار دیگه ای نمی خوام داشته باشم , می خوام برم و به موسیقی فكر كنم و نه هیچ چیز دیگه ای ... !

آسمونی تو می دونی ... این بارونه

این وبلاگ برای من حرمت داره همیشه سعی كردم زندگیم رو دو بخش مساوی بكنم و یكی از این دو بخش رو به این وبلاگ اختصاص بدم ولی الآن فرصتش رو ندارم و دوست هم ندارم وبلاگ رو در درجه ی دوم كارهای زندگیم قرار بدم و به دید یك سرگرمی یا تفریح بهش نگاه كنم , مثل موزیك (...) كه هیچوقت نمی خوام برای حال كردن و شمال رفتن گوشش كنم !!! اینها برای من ارزش هستند نه چیزایی كه بقیه عادت دارن ارزش خطابشون كنند و به همین دلیل دیگه من نیستم .

 

بگو اگر چه به جایی نمی رسد فریاد ... !

بنده عادت دارم از اعتقاداتم بدون ترس از هیچ احدی حرف بزنم , حالا هر كسی می تونه هر طور كه دوست داره فكر كنه برای من مهم نیست , همیشه بعضیها هستند كه سرشون رو كردن زیر برف تا بقیه یه سری از قضایا رو متوجه نشن و الحمدالله مردم ما هم كه آماده هستند بقیه بهشون خط بدن و در نتیجه چنین افرادی راحت سوار بقیه میشن , مثل همین قضیه اسلام كه دیگه واسه مردم ما شده یه سوژه كه باهاش برن سر كار یا خیلی مسائل دیگه كه دیگه حوصله ی گفتنش نیست , اصلا بابا كی این روزا از اعتقاداتش می نویسه و حرف می زنه ؟ كی از اعتقاداتش می خونه ؟؟! كی اصلا این چیزا رو می فهمه ؟ ول كن بابا همه نونو به نرخ روز بخوریم , هان ؟!

هر كی بریزه شادونه ... فكر می كنن خداشونه !!!

بدون تعارف با بودن من خیلیها خیلی حرفها رو نمی تونستن بزنن و نمی تونستن خیلی كارها رو توی این وبلاگهای سیاوشی بكنند و خیلیها هم ناخودآگاه وبلاگهاشونو اونطور كه من می خواستم می چرخوندن و این برای من خیلی لذت بخش بود , ولی خب از این به بعد این عزیزان دست به كار میشن و با نامها و اشكال مختلف می تونن خودشون رو خالی كنن شاید هم از روزی كه من گفتم می خوام برم شروع بكار كرده باشن !! , نمی دونم مهم هم دیگه نیست چون اگه بود من می موندم و نمی گذاشتم , یه سری مسائل دیگه شده قضیه ی عمو قدرت تو سریال زیر تیغ كه دیگه به فكر مرگ داداشش نیست فكر هوسهای خودشه ! و خب این افراد هم قضیه شون همینه , بی خیال این حرفها گفتن نداره اونائیكه می فهمن , كه می فهمن و كار خودشون رو می كنند و به حرف دیگرون كاری ندارن , اونائی هم كه نمی فهمن دیگه نمی فهمن و حقشونه كه توی دست بقیه بچرخن !

اینه كه فاصله ها رو نمیشه با گریه پر كرد ...

برای من نوشتن از اسطوره ای كه ناب ترین آثار , بزرگانی چون عماد رام , امیر رسایی , عارف , شهرام صولتی , لیلا قروهر , شهرام شب پره , شهره و بسیاری دیگر از خوانندگان تراز اول موزیك كشورمون , از اوست , بسیار لذت بخش بود و همیشه به خودم می بالم كه بالاخره در مملكت ما هم هنرمندی در سطح موزیك جهانی وجود داره , امیدوارم خدا سایه ی این بزرگ را از سر موزیك ما كم نكند , خوش بودیم و با هم حرفای خیلی هاتون رو شنیدیم و خیلی از حرفاتون رو هم نشنیدیم , خیلی حرفا زدم و خیلی ها نشنیدن و خیلی حرفها رو نزدم و بعضیا شنیدن و این یعنی جمع سیاوشی های واقعی ...

************************

در پایان هم یكی از اولین آهنگهای ساخته شده توسط استاد سیاوش قمیشی رو برای دانلود شما عزیزان در زیر قرار میدم , من اگر قرار باشه در بین آثاری كه در آرشیو دارم دو اثر را بعنوان آهنگ مورد علاقه م عنوان كنم مطمئنا یكی از این دو , این آهنگ خواهد بود , اثری كه من بی نهایت دوستش دارم , آهنگ "رفتم من از یاد" , بد نیست بدونید این اثر 4 اجرای مختلف داره , اولین اثری ست كه امیر رسایی اجرا كرده و آهنگ مورد علاقه ی خود شخص امیر رسایی هم هست . من یكی از اجراهای بسیار كمیاب این آهنگ رو برای شما در زیر قرار میدم می تونید دانلود كنید و لذت ببرید .

نام آهنگ : رفتم من از یاد

آهنگساز : سیاوش قمیشی

ترانه سرا : كریم فكور

تنظیم : رازمیك

لینك دانلود !

************************

امیدوارم همتون توی زندگی به اندازه ی جزیره با خودتون تنها بشید , به اندازه ی امیر , امیدوار و به اندازه ی زمزمه بارونی بمونید ... !

سیاوشی باشید .

 

منبع :http://ostadsiavash.persianblog.ir




به اشتراک بگذارید :

سه شنبه 1 دی 1388
نویسنده : علی  ,   ,  نظرات ( )


صفحات دیگر
دوستان
پشتیبانی
وضعیت یاهو
آمار وبلاگ

» کل بازدید :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» تعداد نویسندگان :
» تعداد کل پست ها :
» آخرین بازدید :
» آخرین بروز رسانی :


Powerd By MIHANBLOG